جشن بلوغ گریه ها
لایق هیچی نبودین،حرومتون ترانه هام
از سرتون زیادی بودتک تک اون بهانه هام
شما چه کردین با دلم بندهی نااهلِ خدا؟
حیفِ تمومِ وقتا که خلاصه بودم تو شما
اینا رو می گم بدونید وقتی دلم شکی بشه
تموم خاطراتشو یهو به آتیش می کشه
خلاصه این که بدونید خوبی به تون نیومده
طفلی دلم خیال می کرد بازی عشق و بلده
دیگه مهم نیس عزیزم، شما خیال کنید بدم
حیف که قبالهی دل و به نام چشماتون زدم
گذشته هارو بی خیال، دیگه گذشتم اَزَشون
از اون روزا و ساعتا، ثانیه ها عاشق کشون
از این به بعد واژه هامم از چشماتون گریزونن
دیگه نا مَحرمید شما، رو اَزَتون می پوشونن
نخونید این جور واس من، بی دلِ مغرور و حسود

همچی صداتونم عزیز آش دهن سوزی نبود
عشقتون از سرم پریداین آخرِ رهاییه
جشن بلوغ گریه هاس، شادی همین حوالیه
برید بذارید روزامون بدون گریه سر بشه
این خاطرات و بذارید دلم به آتیش بِکشه
|
+|
نوشته شده در
87/04/15 ساعت 22  توسط مسافر
|
عاشقانه
شبي از پشت يک تنهايي نمناک و باراني تو را با لهجه ي گلهاي نيلوفر صدا کردم. تمام شب براي با طروات ماندن باغ قشنگ آروزهايت دعا کردم
پس از يک جستجو نقره اي در کوچه هاي آبي احساس تو را از بين گلهايي که در تنهاييم روييد با حسرت جدا کردم. و تو در پاسخ آبي ترين موج تمنا دلم گفتي : دلم حيران و سرگردان چشماني است رويايي و من تنها براي ديدن زيبايي آن چشم تو را در دشتي از تنهايي و حسرت رها کردم
من که مي دانم شبي عمرم به پايان ميرسد
نوبت خاموشي من سهل و اسان ميرسد
من که ميدانم که تا سر گرم بزم و مستي ام
مرگ ويرانگر چه بي رحم و شتابان ميرسد
پس چرا عاشق نباشم؟
من که ميدانم به دنيا اعتباري نيست
بين مرگ وآدمي قول قراري نيست
من که ميدانم اجل نا خوانده و بيداگر
سر زده مي آيد و راه فراري نيست
پس چرا عاشق نباشم؟

من امشب باز امشب با تو از عاشق شدن مي گم من از اغاز تا پايان جنگ تن به تن مي گم
تو هم فردا به احساس غم دلتنگي عادت کن اگه سخته نمي توني بگو راحت شکايت کن

|
+|
نوشته شده در
87/04/14 ساعت 2  توسط مسافر
|
اولین پست
سلام این اولین پست منو در قشنگ ترین وبلاگ بلاگفا
تو همون ستاره هستي تو شب دلواپسي هام
تو همون موج مسافر توي عمق بي کسي هام
تو همون فرشته ي نجابت تکيه گاه خستگي هام
تو همون طلوع سرخي آخر شکستگي هام
تو همون اوج اميدي توي لحظه هاي زيبا
تو همون گمشده هستي واسه مجنون تو يه ليلا
تو همون بطن عبوري توي جاده هاي مهتاب
تو همون مرحم دردي واسه ي قلباي بي تاب
من همون يه دشت تنها زير رگبار مصيبت
تو همون عاشق خسته خفته در يه جاي خلوت
من همون گريه ي پنهون روي گونه هاي لرزون
تو همون خنده زيبا روي شونه هاي بارون...

|
+|
نوشته شده در
87/04/08 ساعت 1  توسط مسافر
|
بدون شرح
اگر به خانه من آمدی
برای من ای مهربان چراغ بیاور
و یک دریچه که از آن
به ازدحام کوچه خوشبختی بنگرم.

|
+|
نوشته شده در
87/04/07 ساعت 14  توسط مسافر
|
معرفی سایت
|
+|
نوشته شده در
87/04/05 ساعت 19  توسط مسافر
|
نرم افزار Gmail Notifier
به وسیله این نرم افزار بدون ورود به حساب کاربری خود در جی میل از ایملهای جدید خود با
خبر شوید.
لینک دانلود برنامه با حجم ۲۹۲ KB
برنامه بسیار خوب و مفیدیه امیدوارم استفاده کنید.
|
+|
نوشته شده در
87/04/02 ساعت 23  توسط مسافر
|